|
خاطرات ساینا |
وقتی چشم به جهان گشودم. قلب کوچکم مهربانی لبخند و نگاهت را که پر از صداقت و بی ریایی بود احساس کرد. دیدم زمانی را که با لبخندم لبخند زیبائی بر چهره خسته ات نشست و دنیایت سبز شدو با گریه ام دلت لرزید و طوفانی گشت. از همان لحظه فهمیدم که تنها در کنار این نگاه پرمهر و محبت است که احساس آرامش و خوشبختی خواهم کرد. مادر عزیزم روزت مبارک
47 ماهگیت مبارک عشقم... یک هفته گذشته تا الان یک ریز بیرون بودیم.....پارک تفریح نمایشگاه....پیک نیک... در عوض این هفته حسابی سرمون شلوغه با درس و مشق و مهد ...
[ شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٥۸ ب.ظ ] [ آزاده ]
[ نظرات () ]
|