تولد 9 ماهگیت مبارک

سلامممممممممممم...    

قربونت برم که امروز 9 ماهه شدی گلم...

نفسم فردا شنبه صبح قراره مسافرتمون شروع شه...

 البته امروز باید میرفتیم که بنا به دلایلی جور

نشد...

شاید این آخرین پست سال 87 باشه... اونجا انقده سرمون گرم

خانواده هستش که احتمالا فرصت آپیدن نداشته باشم...

از همه شما دوستان خوبم قبلا عذر میخوام اگه

با تاخیر به کامنتهای محبت آمیزتون جواب دادم...

خیلی دوستتون دارم و آرزو میکنم سال جدید،

سالی بهتر و سعادت مند تر باشه واسه همه هموطنان عزیزم...

چند تا از عکسهای آتلیه ای من که قبلا قولش رو داده بودم...

img98.com Image Upload Centerimg98.com Image Upload Centerimg98.com Image Upload Centerimg98.com Image Upload Centerimg98.com Image Upload Centerimg98.com Image Upload Centerimg98.com Image Upload Center

  


  
saynaj0o0n.persianblog.ir

[ جمعه ٢۳ اسفند ۱۳۸٧ ] [ ٥:٥٠ ‎ب.ظ ] [ آزاده ]

بیرجند سیتی

 سلام...خاطره سفر بیرجند از زبون خودم(ساینای 10 ماهه)

3 شنبه 6 اسفند من و مامان و بابا به اتفاق خاله ملیح جون(دختر عمه بابا)

و زهرا جون گل دختر نازشون رفتیم بیرجند شهری که خیلی خیلی خیلی 

قشنگ و خوش آب و هوا، با مردم خیلی خیلی خیلی خونگرم و مهربونش .

اونجا مهمون خونه دختر عمه دیگه بابایی، خاله اقدس بودیم... که مهنا جون و

صالح جون بچه های نازشون بودن (تو عکسا هستن).

صبح تا شب کارمون شده بود گردش و تفریح.

عکسایی که این پایین میبینین چند تاش مربوطه به این سفر و بقیش هم که نیاز

به توضیح نداره...


Free2Upload Free2Upload

زهرا جون ، صالح جون و مهنای عزیز

 

Free2Upload

 عکس بالا یه زیارتگاه بالای بالای کوه ...1 ساعتی بیرجند(سربیشه)بیبی خاتون که معروفه به مزار کاهی...کی فکرشو میکنه که تو همچین جایی که نزدیک سیستان بلوچستانه تا این موقع سال برف باشه... جالبتر اینکه امسال تو ایران زمانیکه هیچ جا خبری از برف و بارون نبود، اینجا به خاطر برف و بارون شدید همه جا تعطیل شد.

3تا عکس بعدی هم بالای همین کوهه که مردم روز وفات پیامبر به اینجا هجوم آورده بودن... راستی شنیدیم که این خانوم(زیارتگاه) یکی ازخواهرای امام رضا بوده

Free2Upload Free2Upload

 

من...کنار بند دره بیرجند

Free2Upload Free2Upload

زهرا جون...خونه مامان بزرگش... وقتی خسته و کوفته برگشتیم... به اینجا یعنی خونه عمه جون بابایی(مامان بزرگ زهرا ) اومدیم وشام خوردیم و استراحت کردیم و بعد هم رفتیم خونه خودمون.

Free2Upload

 خونه ما...چند روز بعد...Free2Upload Free2Upload

 میبینین چقد خطرناک شدم؟Free2Upload

این عکسم که توضیح نداره... کار همیشگی من... البته چون مطمئنم شسته و تمیزن تو دهن می برم...(توجیهات)Free2Upload

Free2Upload

Free2Upload

Free2Upload Free2Upload

اینجام اومدم دیدن زهرا جون.

Free2Upload

 

زمینه های محجبه شدن رو در خودم آماده میکنم Free2Upload  Free2Upload

اینجام که مشخصه در حال تجسس و البته مرتب کردن وسایل کابینت هستم

Free2Upload 

اینم نتیجه کمکهام

Free2Upload

Free2Upload

این کفش خوشملی هم که میبینین هدیه خاله ملیح جونه خیلیییییی دوسش دارم... دستشون درد نکنه.

آماده شدم با بابائی بریم هم پیاده روی هم نهال گل شبو بخریم.

Free2Upload Free2Upload

کم کم آماده میشیم که جمعه آینده بریم به سمت جنوب خونه آقا جونم خوزستان(اندیمشک) این اولین عیدیه که اونجارو تجربه میکنم


شمارش معکوس تااااااااااااااااا آخر هفته و شروع سفر 1 ماهه

تا آپ بعدی بای   



[ جمعه ۱٦ اسفند ۱۳۸٧ ] [ ٢:٢۸ ‎ب.ظ ] [ آزاده ]

تقویم 88

سلام دوست جونام 

بعد از کلیییییی مشقت بالاخره تقویم های من توسط مامی عزیزم آماده شد... 

   

خوشحال میشم نظر بدین... هرچند که 12 برگیش مونده

که اون احتمالا بیفته بعد از عید...

فعلا 4 برگی و تک برگی رو داشته باشین...

این آپ موقته ... آپ بعدی مربوطه به سفر 4 روزه من و مامی و

ددی و خاله ملیح جون و زهرای عزیزم به شهر زیبای بیرجند.

   

 

Free2UploadFree2UploadFree2UploadFree2UploadFree2Upload

تا بعددددددددددددددد      

[ یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٧ ] [ ۱:٢٥ ‎ق.ظ ] [ آزاده ]