11 ماهگی ساینا گلی و تقویم رومیزی...(چه ربطی داره :d )

خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar-20.com       

سلام به ساینا گلی ناز خودم... عروسک ما فردا مصادف با23 اردیبهشت 11 ماهه میشه...

تولد 11 ماهگیت مبارک عزیزم.خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar-20.com

دیگه تا 23 خرداد چیزی نمونده... روزها مث برق میگذرن...

و ما هم مشتاقانه آماده برگزاری اولین سالگرد تولدت هستیم...خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar-20.com

5 ماه از روزی که با شوق و ذوق تمام کلی وب گردی کردم تا آهنگهای

شاد مخصوص تولد رو دانلود کنم میگذره...

 حدودا 19 موزیک تولد پیدا کرده و رو سی دی رایت کردم...

حالا هم به امید رسیدن این روز قشنگ دارم لحظه شماری میکنم...

 

و اما قضیه تقویم رومیزی...

 امروز بالاخره موفق شدم کار تقویم رومیزی که قرار بود

به عنوان هدیه روز دندانپزشک به بابائی گلت تقدیم کنم رو به اتمام برسونم.

البته با یک ماه تاخیر... اونم به خاطر طولانی شدن مسافرت و

مشغله هایی که شما واسم ایجاد کردی...

ولی اینبار به لطف خریدن پرینتر جدید... و ارتقا پرینتر از کارتریجی

به لیزری... خودم چاپشون کردم و بعد هم سپردم به یکی از لوازم التحریریها

که شیرازه فنری بزنن... که انصافا کار قشنگی رو تحویل گرفتم.

امشب هم رسما اونو به بابا جونت تقدیم کردم....

23 فروردین هر سال مصادفه با روز جهانی دندانپزشک... و استثنائا چون

سفر طویل المدت ما این روز رو هم در بر گرفته بود باعث شد کادوی

استثنائی من تا امروز به تاخیر بیفته...

از قدیم و ندیم همیشه گفتن...

ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازستتتتتت...

 

img98.com Image Upload Center

img98.com Image Upload Center

img98.com Image Upload Center

img98.com Image Upload Centerimg98.com Image Upload Center

img98.com Image Upload Center

img98.com Image Upload Centerimg98.com Image Upload Center img98.com Image Upload Center img98.com Image Upload Centerimg98.com Image Upload Center    img98.com Image Upload Center      img98.com Image Upload Center img98.com Image Upload Center img98.com Image Upload Center img98.com Image Upload Center

 

[ سه‌شنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ۱:۱٤ ‎ق.ظ ] [ آزاده ]

اولین روز گرم اردیبهشتی...

سلام عزیزم... قربونت برم که امروز واسه خودت حسابی

حال کردی... وقتی حیاط آب میزدم...همش خودت رو به

زمین میکشوندی آخه بغلم بودی... منم گذاشتم پاهات

برسه زمین ولی مگه راضی میشدی... دوست داشتی کلا

بشینی و آب به تنت بخوره...

منم گذاشتم نشستی... ولی اینبار دلت خواست همه حیاط

رو چهار دست و پا دور بزنی...

بازم بیخیال شدم... کم کم شیلنگ آب رو از دستم گرفتی و

نتیجش این عکسا شد img98.com Image Upload Centerimg98.com Image Upload Centerimg98.com Image Upload Centerimg98.com Image Upload Centerimg98.com Image Upload Center

  

اینم نتیجه 1 ساعت آب بازی کردن img98.com Image Upload Center

 

اینم عکس پریشبم... وقتی خسته از بیرون اومدیم img98.com Image Upload Center.

[ پنجشنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ٤:۱٤ ‎ب.ظ ] [ آزاده ]

اردیبهشت زیبا

سلام...  

امروز و از چند روز پیش اینجا همممممش داره بارون

میاد... خدارو شکر هوا حسابی خوبه و امراض خود به خود

سرنگون میشن... اصلا انگار نه انگار که نیمه اردیبهشتیم...

واقعا سابقه نداشته تا این موقع سال اینجا بارون بیاد و هوا

خنک باشه...  

دیروز و پریروز که به یه سفر کوتاه دو روزه رفتیم... و حسابی

هم خوش گذشت... جای شما خالی صبح جمعه رفتیم کوه

تاااااااا ظهر موقع ناهار...

حسابی غذا میچسبید ...  

ساینا جونم تو این سفر حسسسسسابی به هممون حال داد

و مثل تمام سفر های قبلی دختر خوبی بود و اصلا اذیت نکرد

بخصوص که ١٠ روز قبل از این زیاد روبه راه نبود... و به خاطر

درد لثه و مرواریدهای تو راهی حسابی اذیت شده بود...

بطوریکه قربونش برم ٣ ساعت از رفت و ٣ ساعت از برگشت

تو صندلیش رااااااااااااحت خوابیده بود...   

خدارو شکر میکنم به خاطر داشتن همچین گل نازی که خودش

رو خیلی زود به شرایط وفق میده و سازگار میشه...

خیییییییییییلی ماهی عزیزم...  

الان مدتیه که نی نی گلوی نازم بدون اینکه کسی بهش یاد

داده باشه... دست دسی و بابای میکنه....بامن حرف نزن

آخرین رکورد سرپا استادنش هم ٢٧ ثانیه بود... البته در حال

ذوق زدن و دست زدن...

بببببببببوووووووووووووووووس واسه عسلمماچ

دیروز در عین ناباوری دیدم که گوشی تلفن رو ور میداره و کنار

گوشش میگیره ...این یعنی اینکه میدونه که گوشی تلفن کارش

چیه و کجا باید قرار بگیره....

به امید روزی که از هوش سرشارت در راه و مسیر مثبت بهره

بگیری...آمییییییییییین...

قربون تمام دوستای خوبم... از جملههههههه

ملیح جون و نوگل عزیزم

خیلی ماهههههههههههههههههههین....

بووووووووووووووسقلب

<# FILE_TAGS #> <# FILE_TAGS #> <# FILE_TAGS #>

خونه خاله ملیح جون...(زهرا کوچولو)

<# FILE_TAGS #>

یکی از شبهایی که مریض بودم... آبریزش و یه کم سرفه .....

<# FILE_TAGS #> <# FILE_TAGS #>

جیگررررررررررررم در حال بابای کردن

 <# FILE_TAGS #>

اینجا هم تولد یکی از دوستای جدیدم، صالح جونه... که 5 سالشه

 <# FILE_TAGS #>

 بهههههههههههههه چه کیفی میده ماساژ بعد از ناهار...

<# FILE_TAGS #>

نتیجه ماساژ خوردن...خوابی عمییییییییییییییق... <# FILE_TAGS #>

اینم دو مدل خوابیدن...تو خونه

<# FILE_TAGS #>

 و ... تو سفر<# FILE_TAGS #>

 

   

www.saynaj0o0n.persianblog.ir 

 

[ شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ۳:۳٥ ‎ب.ظ ] [ آزاده ]