وبلاگ خاطرات ساینا قاط زده

سلام

نمیدونم جریان از چه قرار بود که پست قبلی که مربوط به تولد ساینا بود قاطی کرد و

نصفه باز میشد...

با عرض معذرت از شما دوستای خوب و نازنینم که مرتب سر زدین و به در بسته خوردین...

این پست رو گذاشتم شاید مشکل حل شه....مرسی از توجهتون....قلبمژه

گلچینی از محتویات پست قبلی(تولد ساینا)

 

 

اولین عکس زندگی ساینا جون توی بیمارستان

1 ماهگی

2ماهگی

3 ماهگی

4 ماهگی

5 ماهگی

6 ماهگی

7 ماهگی

8 ماهگی

9 ماهگی

10 ماهگی

11 ماهگی

12 ماهگی

13 ماهگی

14 ماهگی

15 ماهگی

16 ماهگی

17 ماهگی

18 ماهگی

19 ماهگی

20 ماهگی

21 ماهگی

22 ماهگی

23 ماهگی

24 ماهگی

قلبماچتولدت مبارک گل دخترم....قلبماچ

[ دوشنبه ٢٤ خرداد ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ ] [ آزاده ]

تولد 2 سالگی ساینا جون

پست بعدی رو بجای این یکی آپیدم چون بیشتر دوستای خوبم موفق به باز کردن

این پست نشدن....

[ یکشنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ ] [ آزاده ]

ساینا...پیشی...واکسن هاری...روز مادر

 

چند روز پیش یه گربه توی حیاط خونه آقا بزرگ،  مظلومانه این ور اونور

میرفت  ساینا خانومم بهش گیر داد،همش دمش رو میشکید و دست و پاشو میکشید

من عکس العملی از خودم نشون ندادم که بترسه با اینحال دلم میخواست تجربه یک

بار بازی کردن با پیشی ها رو اونم بدون ترس داشته باشه واسه همین مشغول فیلم

گرفتن از صحنه ها شدم... نتیجش هم این شد که آخر سر گربه بیچاره از دست ساینا

خسته میشه و چون زبون نداره که بگه دست از سرش بر داره یهو دست ساینا رو

چنگ میندازه . البته جای چنگش خیییییییییییییلی خیلی سطحی تر از این بود که با

چشم غیر مسلح دیده شه با اینحال واسش واکسن هاری شروع کردیم که فعلا دو

تاشو نوش جان کرده... و یه دونه دیگه مونده...


 

.

.

.

متفرقه

 

 

      قلبماچروز مادر به همه شما دوستای خوبم تبریک میگمقلبماچ

 

اصلاحیه...

با عرض معذرت اشتباهی بجای نوشتن واکسن هاری نوشتم واکسن کزاز، که اصلاحش کردم.

[ سه‌شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸٩ ] [ ٥:٥۳ ‎ب.ظ ] [ آزاده ]

700 روزگی ساینا جون

امروز هفتصدمین روز تولد ساینا جونمونه...وقتی به تعداد روزها فکر میکنی به نظر خیلی

کم میاد ولی ١٠٠ هفته که حساب کنید زیاد میشه...چشمک


قلب700 روز با تو بودن که همه وجود ما رو تشکیل دادی، مبارکقلب

بغلبغلبغل


Free 2 UploadFree 2 UploadFree 2 UploadFree 2 Upload



قبل از حرکت به اصفهان دم در خونه

این ۴ تا عکس هم به ترتیب از شروع آبله تا اوجشه


توی این عکسها هم که حالش خوبه... و قبلا گرفته شده...

یه روز بارونی توی حیاط خونه

باغ گلشن


خونه آقا بزرگ ساینا

فکر کرده اسپری یا ادکلنه

[ سه‌شنبه ٤ خرداد ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ ] [ آزاده ]