برگشتیم

سلام
خودمم باورم نمیشد اییییییییینهمه مدت از نت گردی و ثبت خاطرات الکترونیکی ساینا جونم دور بمونم. وقتی رفتیم ساینا 2 سال و 9 ماهه بود و الان 2 سال و 11 ماه....
ولی چاره چی بوددد؟بعد از 40 روز که سفر نوروزیمون تموم شد 10 روز الی 2 هفته ای مجبور شدم فشنگی بشینم و به مرور درسها برسم که توی سفر به هیچ وجه فرصت نکرده بودم...یک هفته ای اصفهان بودیم و روز اولش آزمون رو دادم و بقیه اش تفریح بود و بازدید از مناطقی که واسه زندگی آینده بایستی کاندید میکردیم....الانم که در خدمت همه شما دوستان خوبم هستم. و واقعا از ایییییییییییییییینهمه لطف و محبتی که به من و ساینا داشتین اظهار خوشحالی و البته تشکر میکنم... و شرمنده ام که نشد بهتون سر بزنم.ساینا توی این مدت کلیییییییییییی تغییر کرده ... حرفهاش کم کم داره گنده تر از خودش میشه.سوالات مکررش مارو یه کم گیج میکنه که مساله اصلی چی بود که سوال پیچ شدیم ...خییییییییییلی حرف و خاطره داشتم که هر لحظه میگفتم بنویسم ولی واقعا تنبلی میکردم یا چیزی دم دستم نبود که بنویسم ...دو ماهه که یکسره میگه تولدمه.....شمع بخریم و لباس و کادو بعدم آهنگ بزاریم برقصیم.خلاصه که فکر کنم امسالم یه تولد افتادیم.....منم که بدم نمیاد به این بهانه فامیل همسری رو دور هم جمع کنم و خوش بگذرونیم،پایه ام.....سر فرصت برمیگردم فعلا طبیعت زاگرس رو حال کنیننننننننن...باید مموری رو از گاوصندوق در بیارم و عکسهای ساینا رو آپ کنمممم...عاشق کوه و دشت و رودخونه در کنار هم هستم.....که خوشبختانه همه اش یکجا توی مسیرم تا اندیمشک موجوده.....مممممممممممممممممممممممبه:*










[ جمعه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ ] [ آزاده ]