38 ماهگی بانووووووو :-*

خداروشکر توی این ماه رمضونی بیشتر از همیشه وقتمون با هم سپری میشه. بعد از صبحونه (البته نهار) کتابهات رو میاری که بخونیم و یا هر وسیله اسباب بازی دیگه ای... از اونجایی که قرار نیست آشپزی کنم با خیال راحت کنارت میمونم... وقتی قرآن میخونم ازم میخوای که با صدای بلند واسه شما بخونم و همش میگی من روزه ام بزار باهات نماز بخونم... شب نوزدهم، مفاتیح برداشتم دعای جوشن کبیر بخونم از اونجایی که این دعا وسط کتابه اصرار داشتی از اولین صفحه کتاب واست شروع کنم به خوندن و به سختی راضیت کردم که این دعا از اینجا شروع میشه...خیلی بانمک بودی وقتی اعمال رو بجا می آوردیم واسه همین طبق معمول دوربین رو روشن کردم و شما هم بی تفاوت به دوربین به تکرار ذکرها ادامه دادی. مژه

خیلی شیرین زبون تر از قبل شدی...ماچ

کارهات سنجیده تر از قبله و راحت تر باهم کنار میایم...بغلقلب

جدیدا میگی کی میرم مهد که دوستامو پیدا کنم؟؟؟زبانماچ

نقاشی ات با اینکه شاید هفته ای یکبار بشینیم کار کنیم کلی پیشرفت کرده یه بار که دعوات کرده بودم واسه آشتی یه نقاشی کشیدی که توش دو تا صورت بود به قول خودت یکیش ناراحت بود و یکی اش خوشحال وقتی واسم توضیحش دادی حسابی ذوق کردم و با کمک خودت چسبوندیمش به دیوار...قلبمژه

لغات انگلیسی رو به سرعت یاد میگیری و جملاتی که زیاد میشنوی رو هم همینطور 3 تا شعر هم یاد گرفتی و بامزه میخونی....

کلی حرف داشتم که طبق معمول همش پرید (از ذهنم)چشمک

آهان یکیش یادم اومدم...

دو تا عروسکی که بهشون علامنده دو تا اسم بی نظیر دارن که موندم دلیل این نامگذاری ها چی بوده...

یکیش سوفیا و یکیش خوان میگل جالب اینکه خوان میگل دختره ولی چون مو نداره میگه پسرهزبان

 

این همون نقاشیهههه  آشتی کنونه که گفتم مژه

 

 

دوستان بلاگفایی نمیدونم باز چی شده که نمیشه واستون کامنت بزارم.....کد تایید واسم باز نمیشه .......از دست این بلاگفای درب و داغونعصبانی

 

یکی از صفحات وبلاگ رو اختصاص دادم به ترانه های هنگامه یاشار با متنش اگه دوست داشتین دانلودش کنید...میدونم که بیشتر از 2 ساله اینترنت پر شده از این ترانه ها و حتما همتون دارین با اینحال اینجام میتونین ببینیدشونمژه

 

Persian Gulf or Arabian Gulf

هر چند 2 روز دیگه باز یه رای گیری دیگه راه میندازن ولی هنوزم میتونین رای بدین... مسخره کردن خودشونو...عصبانی

Voting is still open

http://persianorarabiangulf.com/index.php

[ سه‌شنبه ۱ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ ] [ آزاده ]

بیرجند سیتی 2

بعد از 3 هفته آپیدن چه سخته........یه عالمه عکس تلنبار شده روی هم و کلی حرف

نگفته و .......

تعطیلات حول و حوش نیمه شعبان از قبل برنامه داشتیم بریم بیرجند.....

اینبار به اصرار ساینا رفتیم که شدیدا عاشق مهنا (13 ساله) و صالح

(10ساله) بچه های دوست داشتنی دختر عمه باباییشه...

بیرجند واقعا شهر قشنگ و دوست داشتنیه بخصوص توی تابستون هوای مطبوع و

خنکش حسابی لذت بخشه و همچنین، مردم خیلی خوب و خونگرم و دوست

داشتنی و مهمون نواز به معنای واقعی داره. فقط حیف که خیلی گوشه است و

واسه رسیدن به اونجا باید از کویر گذشت با اینحال حتی تجربه یکباردیدنش هم ارزشمنده...

(البته برای کسانی که واقعا عادت به دیدن جاهای جدیدتری هستن سختی نداره

و طی مسیر کویر، کوه، جنگل، دره و....براشون بی مفهومه)

 بگذریییییم...

از استقلال همچنان رو به رشد ساینا بگم که علاوه بر اینکه مث سابق دستشویی

اش رو میگه میتونه به تنهایی بره و حتی شستشوی خودش رو هم انجام بده و

برگرده.

 

کتاب خوندن عادتی بود که هنوزم بهش اعتیاد داره عروسک هاش و توپهاش رو

جمع میکنه که بهشون درس بده و یا واسشون قصه بگه...

گاهی اوقات قبل از خوابیدن دست کم 5 کتاب بایستی واسش خونده بشه ......

دخترک منظم و مرتبیه و یکسره خودشو با شادی (الگوی منفی و معکوس خودش)

مقایسه میکنه و سعی میکنه که همیشه آدم خوبه باشه...و از ما میخواد به شادی

اعتنا نکنیم و فقط اونو دوست داشته باشیم...(چون شادی مسواک نمیزنه، به حرف

مامان باباش گوش نمیده، بی ادبه و.............) این شخصیت منفور توی یکی از

کتابهاش بود که توی ذهن ساینا خانوم مونده.......(خرزوخان رو یادتونه؟ )

از نظر ساینا سی دی دیدن زیادیش ضرر داره.....بازی با موبایل خیلی بده و دست

گرفتنش واسه بچه ها مضره... از سر بطری نباید آب خورد...

از بعضی الفاظ مث " فهمیدی، دروغ، "هم دیگران باید اجتناب کنن ولی

گاهی اگه خودش به کار برد اشکالی نداره..."

معادل فهمیدی ، متوجه شدیه واسه ساینا....

خود لفظ دروغ هم از نظر ساینا زشته و نباید بکار برده بشه چه برسه به

دروغگویی......

یاد گرفته دوربین رو روشن میکنه و از خودش فیلم میگیره در عین حال شروع میکنه

به حرف زدن یا کتاب خوندن برای عروسک، توپ، قلک و حتی شامپو هاش...

 

" خیلی دوست داشتم فرصت میشد، دیدن دوست خوب وبلاگیم توی بیرجند

میرفتم....الهه جون مامان الینا خوشگل که جدیدا گل پسر خوشگلی به نام

سروش به جمعشون اضافه شده... انشالله فرصت بشه توی سفر های بعدی

حتما خدمتشون میرسیم... و واسه دومین بار همدیگرو ملاقات خواهیم کرد"

[ یکشنبه ٢ امرداد ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ ] [ آزاده ]

دانلود ترانه های هنگامه یاشار

 واسه دانلود روی شماره ها کلیک کنید...

 1

یک دو سه چهار پنچ شیش
همه با هم پیش
به سوی فردایی
خوب و بهتر پیش.
می‌خواند ما را بانگی دل‌نشین
می‌گوید ما را غافل منشین
یک دو سه چهار پنچ شیش پیش.

2

خورشید خندید
صبح شده باز
پاشو پاشو
کودک ناز
کی می‌رقصه
حاجی فیروز
کی می‌خنده
عمو نوروز
چله‌چله‌ها برمی‌گردن
مژده می‌دن عید نوروز.

3

سوار اسب زردم
می‌چرخم و می‌گردم
چرخ و فلک تند می‌ره
بالا و پایین می‌ره
آخ داره می‌ره حالا پایین
می‌رسه یواش به زمین
اما به سوی هوا دوباره می‌ره بالا.

4

تو که ماه بلند آسمونی
منم ستاره می‌شم دورتُ می‌گیرم
اگه ستاره بشی دورمُ بگیری
منم ابر می‌شم روتُ می‌گیرم
اگه ابر بشی رومُ بگیری
منم بارون می‌شم چیک چیک می‌بارم
اگه بارون بشی چیک چیک بباری
منم سبزه می‌شم سر در می‌آرم
تو که سبزه می‌شی سر در میاری
منم گل می‌شم و پهلوت می‌شم
تو که گل می‌شی و پلهوم می‌شینی
منم بلبل می‌شم چهچه می‌خونم.

5

ترن را ببین
از پشت پنجره که نشستی گوش کن
می‌زنه سوت بلندی چنین…
ترن تند می‌ره
از توی تونل الان می‌آد بیرون
تو سرپایینی سرعت می‌گیره…
ترن درازه
دودش هوا می‌ره تا بالای ابرا
مثل اسب سیاهی می‌تازه…

6

ای زنبور طلایی
نیش می‌زنی بلایی
پاشو پاشو بهاره
گل وا شده دوباره.
کندو داری تو صحرا
سر می‌زنی به هر جا
پاشو پاشو بهاره
عسل بساز دوباره.

7

توپ سفیدم قشنگی و نازی
حالا من می‌خوام برم به بازی
بازی چه خوبه با بچه‌های خوب
بازی می‌کنیم با یه دونه توپ
چون پرت می‌کنم توپ سفیدم را
از جا می‌پره می‌ره تو هوا
قل قل می‌خوره تو زمین ورزش
یک و دو و سه و چهار و پنچ و شش.

8

یه روز یه آقا خرگوشه
رسید به یه بچه موشه
موشه دوید تو سوراخ
خرگوشه گفت آخ
«وایسا وایسا کارت دارم
من خرگوشه بی‌آزارم
بیا از سوراخت بیرون
نمی‌خوای مهمون»
یواش موشه اومد بیرون
یه نگاهی کرد به مهمون
دید که گوشاش درازه
دهنش بازه
«شاید می‌خواد بخورتم
یا با خودش ببرتم
پس می‌رم پیش مامانم
آن‌جا می‌مانم»
مادر موشه عاقل بود
زنی باهوش و کامل بود
یه نگاهی کرد به خرگوش
گفت به بچه موش
«نترس جونم اون مهمونه
خیلی خوب و مهربونه
پس برو پیشش سلام کن
بیارش خونه».

9

ما کودکان
نونهالان
همه با هم
شاد و بی‌غم
می‌نوازیم
می‌سراییم
نمی‌مانیم بی‌کار.
با ترانه
شادمانه
می‌پریم ما
می‌دویم ما
گل می‌کاریم
شعر می‌خوانیم
نمی‌مانیم بی‌کار.

10

تبل بزرگم خیلی قشنگه
وقتی که می‌زنم این‌جور صدا می‌ده:
«بوم بوبو بوم بوبو بوم بوبو بوم بوبو بوم بوم بوم».
ویولونی دارم خیلی قشنگه
وقتی که می‌زنم این‌جور صدا می‌ده
«دیریری دیریری دیریری دیریری دی ری ری».
شیپوری دارم خیلی قشنگه
وقتی که می‌زنم این‌جور صدا می‌ده
«دودورو دودورو دودورو دودورو دو دو دو».
پیانویی دارم خیلی قشنگه
وقتی که می‌زنم این‌جور صدا می‌ده
«دنگ‌دد دنگ‌دد دنگ‌دد دنگ‌دد دنگ دنگ دنگ».
اسب سفیدم خیلی قشنگه
وقتی که راه می‌ره این‌جور صدا می‌ده
«پیتیکو پیتیکو پیتیکو پیتیکو پی تی کو».
اما تفنگم توش یه فشنگه
وقتی که می‌زنم این‌جور صدا می‌ده
بنگ!

11

همه جا هر جا گرگا می‌شن پیدا
بپا بپا گرگا هستن هر جا
اما بدون ترس از گرگا بی‌جا
چون که می‌شه پیروز شد بر گرگا.

12

قوقولی قو قو خروس می‌خونه
صبح شده چشماتُ وا کن.
بپوش لباساتُ که خیلی دیره
کفشاتُ زودی به پا کن.
می‌رقصد از شادی کودک زیبا
می‌ره به سوی دبستان.
می‌بوسه صورت مامان و بابا
می‌ره به سوی دبستان.

13

خوشحال و شاد و خندانم
قدر دنیا رو می‌دانم
خنده کنم من
دست بزنم من
پا بکوبم من
جوانم.
در دلم غمی ندارم زیرا هست سلامت جانم
عمر ما کوتاست
چون گل صحراست
پس بیایید شادی کنیم.
بیایید باهم بخوانیم
ترانه‌ی جوانی را
عمر ما کوتاست
چون گل صحراست
پس بیایید شادی کنیم.
گل بریزم من
از روی دامن بر روی خرمن
شادانم.

14

بابابزرگ چه پیره
الهی هیچ‌وقت نمیره
عینک داره با عصا
قصه می‌گه با ادا
خوشحاله مثل بنده
با ریش سفیدش می‌خنده.
دست می‌کنه تو سینی
به من می‌ده شیرینی
خوشحاله مثل بنده
با ریش سفیدش می‌خنده.

15

تو دنیا در هرجا می‌خونه بلبل
شهر و ده پر شده از بوی سنبل
این مرد خوب و خوش‌مزه حاجی فیروزه
می‌خونه و مژه می‌ده عید نوروزه.
سال نو ماه نو مژده می‌آره
عید اومد عید اومد فصل بهاره
عید نوروز ما همه خوشحال و خندان
مبارک بادا عید ما امسال و هر سال.

16

یه گربه‌ی ملوسی داشتم
که اونُ خیلی دوست می‌داشتم
گربه‌ی کوچکم قشنگ بود
رنگش مثل پلنگ بود
با پاهای کوتاهش می‌دوید
هی می‌دوید
تا صدایش می‌کردم
زودی می‌شنید.
نام گربه‌ام پلنگی بود
چه قدر گربه‌ی قشنگی بود
یه روزی گربه‌ی مززی
رفت به دنبال بازی
هرچه صدایش کردم
باز نیامد
هوا که تاریک شد
از رو دیوار آمد.

17

پاشو پاشو خورشیدُ نگاه کن
پاشو پاشو آفتابُ صدا کن.
پاشو پاشو لباستُ بپوش
پاشو پاشو آماده شو بکوش.
حرف منُ گوش کن
خوابُ فراموش کن
زنده کن با ورزش دل و جان.
ای کودک زیبا
زودتر پاشو از جا
نیرو بخشد ورزش به انسان.

18

خانوم خانوما
«بله»
مرغ ما اون‌جاست
«بله»
چند تخم کرده
«سی‌صد تا، سی‌صد تا، سی‌صد تا»
سی‌صد تا!!!
تخمش کو
«حنا شد»
حنا کو
«دست عروس»
عروس کو
«توی حموم»
حموم کو
«خراب شد، خراب شد، خراب شد، خراب شد، خراب شد»
خراب شد!!!
آبش کو
«شتر خورد»
شتر کو
«پشت کوه»
کدوم کوه
«کوه قاف، کوه قاف، کوه قاف»
کوه قاف!

19

گرگ سیاهی در نیمه‌های شب
رفته آهسته به سوی گوسفندان
بره‌ها در خواب آرامی بودن
در پناه شبان مهربان.
ناگهان سگ گله بیدار شد
از وجود گرگه خبردار شد
کرد واق و واق، واق و واق، واق و واق واق
یکهو بیدار شد از خواب آن شبان
با ظربه‌ی چوب خود زد به گرگه
شد ز کار خود گرگه پشیمان.

20

رو رو
با قایق
در مسیر آب
پارو زن شادی کن، پارو زن شادی کن
سوی من بشتاب.

21

عروسک قشنگ من قرمز پوشیده
تو رخت خواب مخمل آبی خوابیده
یه روز مامان رفته بازار اونُ خریده
قشنگ‌تر از عروسکم هیچ‌کس ندیده.
عروسک من
چشماتُ وا کن
وقتی که شب شد
اون وقت لالا کن
بیا بریم توی حیاط با من بازی کن
توپ بازی و شن بازی و طناب بازی کن.

22

خروسه می‌گه قوقولی قوقو
سلاملکم آقا کوچولو.
افتاده تو حوض یه دونه هلو
هلو هلو برو تو گلو.

23

من صبح زود پا می‌شم
دست و رو را می‌شویم
به مامان و بابا جون
سلاملک می‌گویم.
پاکیزه‌ام مثل گل
خوب و ملوس و تپل
به به چه قدر قشنگم
می‌گویم و می‌خندم.

24

با شیر آب بازی نکن
نگا تو مثل موش شدی
نازی شیطون و بلا
چه قدر تو بازی‌گوش شدی.
خوبه از من یاد بگیری
ببین دارم گل می‌کشم
مداد زرد من کجاست
می‌خوام یه بلبل بکشم.

25

هنگامی که سرمای شب می‌لرزاند جنگل را
هنگامی که سکوت شب در کوه‌سار باقی‌ست.
ای شکارچی شکار کن
بدو اطرافُ بپا
شاید سکوت جنگل
با بخت تو در هم آمیزد
برگردی فاتح.
اگر بختت یاری نکرد
هرگز مشو ناامید
از جیب خود کمک بگیر
خرگوشی بخر.
رو کن ما رو به شهرت
بکن فیس و افاده
از بهره این شکار خود
بی‌ترس و بی‌خجالت ای صیاد مهار.

26

تو قفسای باغ وحش
حیوونای رنگارنگ
پرنده‌های کوچولو
میمون و شیر و پلنگ
میمونه شکلک می‌سازه
مردمُ خوشحال می‌کنه
با یه دونه توپ کوچیک
تنهایی فوتبال می‌کنه.
نگا کن او خرسَ رو
وایساده روی دو پا
خرگوشَ رو نگا کنین
هی می‌پره تو هوا
طاووسَ رو نگا کنین
چه خوشگل و قشنگه
چترشُ هی باز می‌کنه
ناز و خوش‌آب و رنگه.

27

دس دس دسی
بابا جون می‌آد
صداش توی دالون می‌آد
بابا جونم با مهمون می‌آد
با چهره‌ی خندون می‌آد.
دس دس دسی
مامان جون می‌آد
صداش توی ایوون می‌آد
توی حیاط هی بارون می‌آد
صداش توی ناودان می‌آد.

28

آهای آهای ای گرگه
اون رودخونه بزرگه
آبش خیلی زیاده
نمی‌شه رفت پیاده
باید که دست به کار شی
روی چیزی سوار شی
اگر کسی ببینه
سر دمبتُ می‌چینه.
یک سیب و یک گلابی
یک کاسه لاعابی
یک موش و یک تله موش
یک گربه و دو خرگوش
یه ماه و یه ستاره
عید اول بهاره.
اتل متل توتوله
گاو حسن چه جوره
نه شیر داره نه پسون
گاوشُ بردن هندسون
یک زن کردی بسون
اسمشُ بذار عم‌قزی
دور کلاش قرمزی
دور کلاش قرمزی.
هاچن واچین
یه پاتُ ور چین.

29

لای لای لای لای عروسم
ای عروس ملوسم
بخواب بخواب نازی جون
چشم سیاتُ قربون.
وقت خوابت رسیده
خورشید خانم خوابیده
بخواب بخواب نازی جون
چشم سیاتُ قربون.
ساکت بچه‌ها جونم
نازی رو می‌خوابونم
بخواب بخواب نازی جون
چشم سیاتُ قربون.
نازی جونم خوابیده
مهتاب به روش تابیده
بخواب بخواب نازی جون
چشم سیاتُ قربون.

 

[ شنبه ۱ امرداد ۱۳٩٠ ] [ ٤:٤٥ ‎ب.ظ ] [ آزاده ]