پایان سال 1391

آخرین روزهای اسفند.....

آمادگی واسه سفر.....

دیدار خانواده و فامیل و دوستان....

طراوت و سرسبزی هوا و زمین.....

خیلی لذتبخشه....قلببغل

آرزو میکنم همه دوستان و فامیل عزیزم......سال خوبی رو به پایان رسونده و

سال بهتری رو در سلامت کامل و آرامش در کنار خانواده محترم آغاز کنید.

.....آمین......قلب

قلبهوراسال نو مبارک....هوراقلب

اینم آخرین عکسهای اسفند 91 ساینا جونماچ

 

آخرین جمعه سرد سال 91

نمایشگاه 3 ماه آخر سال91 مهد.....

 

ساینا و نیلوفر در حال دیدن نمایش

قبل از شروع آخرین جلسه کلاس فرانسه

 

[ شنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩۱ ] [ ۳:٢٢ ‎ب.ظ ] [ آزاده ]

57 مین ماهگرد ماهک خونمون....

عروسکم هر روز که میگذره مارو با کارها و دانسته های جدیدش سورپرایز میکنه. خداروشکر آموزشهای توی مهد و خوندن کتابهای مفید و انجام بازیهای معمول و روزمره و گهگاه فکری باعث پیشرفت هر چه بیشترش شده و میشه و مارو قدردان تلاشهای ما و خودش میکنه...

بهترین معلم و آموزه ها  از نظر ما، توسط محیط اطراف و از عمق خانواده به تربیت عروسکمون کمک میکنه و صد البته تلاشهای روز افزون ساینا و میل و اشتیاقش به یادگیری موثرترین وسیله ای بوده که ما رو به اهدافمون نزدیکتر کرده...

بهترین روزهای زندگیم با وجود دختر نازم داره رقم میخوره و بهترین تفریحاتمون در کنار هم...

سازگاری با هر شرایطی، و استقلالش توی کارها و حتی بازی هاش و... باعث تحسین بیش از پیش ما میشه...

بگذریم....

دیروز دخترکم موفق شد وارد آکادمی چند زبانه ها که توسط دکتر علی پیرهانی ( مسلط به 19 زبان دنیا) تاسیس شده بشه... 1 ماه پیش قرار مصاحبه داشتیم و ساینا موفق شد نظر دکتر رو به خودش جلب کنه...از اونجایی که ساینا تفریحی مشغول یادگیری 2 زبان انگلیسی و فرانسه بود. امیدوارم توی این مسیر خسته و دلزده نشه. پیگیری این کار به اصرار بابا بود و من هم بی میل نبودم هر چند که دو تا از کلاسهای جنبی توی مهد مث آموزش ریاضی UC MATH (یو سی مث) و همینطور آموزش روبیک رو پس زدم ولی با یادگیری هیچ زبانی مخالف نیستم، با اینحال سعیمون هم بر اینه که چیزی جای تفریح و بازیهای بچگی رو نگیره...

منتظر میشیم ببینیم چی پیش میاد......

عکسهای برفی مربوط به پنجشنبه قبله، یه آدم برفی با کمک بابا توی پارک و یه دونه هم تو خونه با کمک خاله فاطی، درست کرد... تا سه روز بعد بارون داشتیم خیلی لذتبخش بود. امیدورام به بارونهای جنوب......خوزستان سرسبز و زیبای من هم برسیم...ساینا امسال اشتیاق رفتنش بیشتر از منه....گفت، اول بریم اندیمشک بعد طبسزبان میگه قلک جدیدم رو هم با خودمون ببریم.....آخه هر سال همونجا واسش قلک میخریدیم که عیدیهاشو اون تو بزارهنیشخند یه عالم کتاب و برگه جمع کرده به اضافه اسکوتر و اسکیتش و همینطور ماشین کنترلی که هنوز در راهه و خریداری نشده با خودش ببرهماچمژه

 

البته این آدم برفی بیشتر به شبح میمونهچشمک

[ چهارشنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩۱ ] [ ۸:٥٩ ‎ب.ظ ] [ آزاده ]