شعرهای کودکانه انگلیسی

This old man, he played one,
He played knick-knack on my thumb;
With a knick-knack paddywhack,
Give the dog a bone,
This old man came rolling home.

This old man, he played two,
He played knick-knack on my shoe;
With a knick-knack paddywhack,
Give the dog a bone,
This old man came rolling home.

This old man, he played three,
He played knick-knack on my knee;
With a knick-knack paddywhack,
Give the dog a bone,
This old man came rolling home.

This old man, he played four,
He played knick-knack on my door;
With a knick-knack paddywhack,
Give the dog a bone,
This old man came rolling home.

This old man, he played five,
He played knick-knack on my hive;
With a knick-knack paddywhack,
Give the dog a bone,
This old man came rolling home.

This old man, he played six,
He played knick-knack on my sticks;
With a knick-knack paddywhack,
Give the dog a bone,
This old man came rolling home.

This old man, he played seven,
He played knick-knack up in heaven;
With a knick-knack paddywhack,
Give the dog a bone,
This old man came rolling home.

This old man, he played eight,
He played knick-knack on my gate;
With a knick-knack paddywhack,
Give the dog a bone,
This old man came rolling home.

This old man, he played nine,
He played knick-knack on my spine;
With a knick-knack paddywhack,
Give the dog a bone,
This old man came rolling home.

This old man, he played ten,
He played knick-knack once again;
With a knick-knack paddywhack,
Give the dog a bone,
This old man came rolling home

 

 

Knick, Knack, Paddy Whack
(This Old Man)

 


 

This old man , he played one, (1)


He played knick knack on his thumb,


With a knick, knack, paddy whack,


Give the dog a bone;


This old man came rolling home.




This old man , he played two, (2)


He played knick knack on his shoe,


With a knick, knack, paddy whack,


Give the dog a bone;


This old man came rolling home.




This old man , he played three, (3)


He played knick knack on his knee,


With a knick, knack, paddy whack,


Give the dog a bone;


This old man came rolling home.




This old man , he played four, (4)


He played knick knack on his door,


With a knick, knack, paddy whack,


Give the dog a bone;


This old man came rolling home.




This old man , he played five, (5)


He played knick knack on his hive,


With a knick, knack, paddy whack,


Give the dog a bone;


This old man came rolling home.




This old man , he played six, (6)


He played knick knack on his sticks,


With a knick, knack, paddy whack,


Give the dog a bone;


This old man came rolling home.




This old man , he played seven, (7)


He played knick knack with his pen,


With a knick, knack, paddy whack,


Give the dog a bone;


This old man came rolling home.




This old man , he played eight, (8)


He played knick knack on his gate,


With a knick, knack, paddy whack,


Give the dog a bone;


This old man came rolling home.




This old man , he played nine, (9)


He played knick knack, rise and shine,


With a knick, knack, paddy whack,


Give the dog a bone;


This old man came rolling home.




This old man , he played ten, (10)


He played knick knack on his hen,


With a knick, knack, paddy whack,


Give the dog a bone;


This old man came rolling home.




This old man , he played eleven, (11)


He played knick knack up in heaven,


With a knick, knack, paddy whack,


Give the dog a bone;


This old man came rolling home.




This old man , he played twelve, (12)


He played knick knack, dig and delve,


With a knick, knack, paddy whack,


Give the dog a bone;


This old man came rolling home.

 

 

 

 

templates

 

ترجمه این شعر....

 

بع بع , ببعی سیاهه

بع بع ,ببعی سیاهه

برای ما پشم داری؟

بله آقا ،  آقا دارم!

سه تا کیسه پشم  دارم

یکی واسه ی  صاحبم دارم

یکی واسه ی  خانومش دارم

یکی هم واسه  اون پسرکوچولویی که

پائین جاده زندگی می کنه

صاحبش بهش گفت : متشکرم

خانم صاحبش بهش گفت : متشکرم

و اون پسر بچه ای هم که پایین جاده زندگی می کنه،  بهش گفت : متشکرم

[ دوشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩۱ ] [ ٢:٠٦ ‎ب.ظ ] [ آزاده ]

شیرین خاتون

هفته پیش سلام و احوالپرسی رو به فرانسه یاد گرفتی.....این هفته هم شمارش از 1 تا 10 ...تشویق

دیروز تو سرما رفتیم بیرون که هوایی بخوری.....عاشق سرمایی....نگران

امروز صبح تو حیاط مهد یه کم برف بازی کردی و منم طبق معمول فیلم و عکس.....قلب

فردا جشن شب یلد توی مهد برگزار میشه.....قراره هر کی لباس محلی داره بپوشه و مث هر هفته  عمو موسیقی بیاد و حسابی روز شادی واستون ترتیب بده....هورا

از اول دی شنبه ها و سه شنبه ها کلاس شطرنجت شروع میشه. توی این چند روز با خاله مریم بازی میکردین... و ازش ایراد میگرفتی...چشمک

خیلی دوستت داریم.بغل

 

[ دوشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ ] [ آزاده ]

اشعار کودکانه مصطفی رحماندوست

 

سفره ی شام

شش دانه قاشق
شش دانه بشقاب
نان و نمکدان
یک کاسه ی آب
دیگی پر از آش
یک شام ساده
در دور سفره
یک خانواده
با مهربانی
با هم نشستند
در سینه شادی
بر چهره لبخند
گفتند اول
نام خدا را
خوردند با هم
نان و غذا را
یک سفره ی خوب
یک شام دلخواه
بعد از غذا هم
الحمدلله

---------------------------------------------------------------------------

نانوا




شاطر چطوری ؟
قربانت آقا !
خسته نباشی .
ممنون ، بفرما !
حالت چطور است ؟
الحمدالله !
کارت چه طور است ؟
دلخواه دلخواه !
یک سنگک داغ !
قربان دستت .
باشد سر چشم
اما به نوبت !

----------------------------------------------------------

حرفهای آبی



آب آبی است آسمان آبی است
موجِ دریای بی‎کران آبی است

آبی آرامش است، خوشحالی است
بال بال پرندگان آبی است

در زمستان سرد و بارش برف
رنگِ احساس این و آن آبی است

خنده آبی است، دوستی آبی است
دلِ پر مهرِ مهربان آبی است

غم، سیاه است و سرد و طولانی
غمِ کوتاهِ کودکان آبی است

شعر، یعنی خیالِ آبی رنگ
پیچ و خمهای داستان آبی است

آخرین حرفِ آبی‎‎ام این است:
بهترین رنگ این جهان آبی است!

------------------------------------------------------------

پر 2پر 4 پر



2پر 2پر 4 پر

10 تا پرستو با هم
یکباره پر کشیدند
در آسمان آبی
پر پر پر پریدند

با پر زدن رسیدند
به یک درخت گردو
یکی یکی نشستند
به روی شاخه او

اتل متل توتوله
ده تا پرستو داریم
دانه به دانه حالا
آنها را می شماریم

یک که خسته تر بود
از روی شاخه افتاد
خدا کند نیفتد
به دست مرد صیاد

اتل متل توتوله
9 تا پرستو مانده
هر شاخه ای، یکی را
به روی خود نشانده

یکی از آن میانه
گرسنه بود و پر زد
برای دانه خوردن
به دشت و لانه سرزد

اتل متل توتوله
نه 10 تا و نه 9 تا
8 تا پرستو مانده
روی درخت زیبا

پرستوی قشنگی
که تشنه بود و بی تاب
پرید به سوی چشمه
برای خوردن آب

اتل متل توتوله
نه تشنه و نه خسته
7 تا پرستو حالا
روی درخت نشسته

پرستویی هم آرام
چیزی نگفت ودر رفت
به جای دور دوری
پرید و بی خبر رفت

اتل متل توتوله
پرستو آی پرستو
6 تا پرستو مانده
سر درخت گردو

اتل متل توتوله
شعر و شکوفه و قند
5 تا پرستو مانده
5 تا پرستو رفتند

یکی که بازیگوش بود
کرمی از آن بالا دید
برای خوردن آن
پر زد و پر پر ، پرید

یکی نماند و برگشت
دلش به تاپ تاپ افتاد
باید به جوجه هایش
دوباره دانه می داد

4 تا پرستو مانده
بقیه پر کشیدند
اتل متل توتوله
پرستوها پریدند

از آن چهار پرستو
یکی،برای بازی
پریده و پر زد و رفت
به دشت سبز و بازی

اتل متل توتوله
از آن همه پرستو
فقط 3 تا نشسته
روی درخت گردو

یکی از آن 3 تا هم
پرید و رفت به باغی
نشست ودرد دل کرد
با جوجه کلاغی

اتل متل توتوله
دویدم و دویدم
به روی تک درختی
2 تا پرستو دیدیم

از آن 2 تا،یکی هم
نه جیک زد ونه فریاد
به دنبال بقیه
به فکر رفتن افتاد

اتل متل توتوله
نه 6 تا و نه 8 تا
نشسته 1 پرستو
بدون دوست وتنها

نشسته بود پرستو
بدون یار و تنها
که دید دوباره برگشت
پرستویی به آنجا

کنار هم نشستند
2 تا پرستو با هم
سلام و حال و احوال
نه غصه بود نه غم

اتل متل 10 و 9
توتوله 8 و 7 تا
به 6 و 5 رسیدند
پرستوهای زیبا

ولی کلاغ،کلاغ پر
دوباره پر کشیدند
4 و 3و 2و 1
پرستوها پریدند

صدایی آمد انگار!؟
صدای پرپر آمد
2 تا بودند و دیدند
که یار دیگر آمد

سلام به روی ماهت
کجا بودی؟ بفرما!
3 تا شدیم. چه بهتر!
من و تو می شود«ما»

2 تای دیگر آمد
2 و 3 می شود چند؟
3 و 2 می شود 5
ترانه بود و لبخند

2 پر، 2پر ، 4 پر
3 تا پرستو برگشت
3 تا و 5 تا شد چند؟
6 و 2 می شود 8

پرستوهای زیبا
دوباره پرکشیدند
کنار هم پریدند
به ابرها رسیدند

2 تا پرستو برگشت
دوباره 10 پرستو
دوباره 10 پرنده
و یک درخت گردو
-------------------------------------------------------------------------

صبح شد



تیک و تیک و تیک
صبح شد بچه ها
با نام خدا
برخیزید از جا
برخیزید از جا
با لب خندان
سلام به بابا
سلام به مامان
شستشوی دست
شستشوی رو
با آب تمیز
بگیرید وضو
با نماز صبح
با شکر خدا
می شود آغاز
روز خوب ما


----------------------------------------------------------

پرستار


دیشب شب بدی بود
بسیار بدتر از بد
زیرا که تب به جانم
یک تیر آتشین زد
می سوخت مثل کوره
تا صبح پیکر من
دستی نبود اما
از لطف بر سر من
تب بود و درد هم بود
مادر نبود اما
تا با محبّت خود
تسکین دهد دلم را
اما نه ، یک نفر بود
در آن سیاهی شب
وقتی که او می آمد
می رفت از تنم تب
از کوشش پرستار
شب شد چو روز روشن
امروز خوب خوبم
تب رفته از تن من

----------------------------------------

دونه رو بکار

تو دل زمین

خوشه به خوشه

گندمو بچین

گندمو آرد کن

توی آسیاب

آرد و خمیر کن

به کمک آب

خمیر و بگیر

چونه به چونه

چونه رو واکن

دونه به دونه

آتش و تنور

تاپ تاپ خمیر

نون داغ داغ

بخور با پنیر

---------------------------------------

اتل متل دنگ و دنگ

زنگ بزن و زنگ بزن

دوباره پائیز شده

مدرسه می روم من

 

اتل متل قصه گو

قصه بگو دوباره

قصه درس و بازی

نمره ، کلاس ، ستاره

 

دوست خودم رو باز هم

توی کلاس می بینم

روبه روی معلم

دوباره می نشینم

 

اتل متل صبح زود

بلند شو از جا برخیز

چه فصل مهربانیست

فصل قشنگ پائیز

-----------------------------------

دریا

این جا کجاست؟

- یه دریاست

دریا چی داره ؟

- ماهی

چه ماهی بزرگی!

چشم نخوری الهی

دو دست من ماهی شده

وای که چه زیبا شده

باله هاشو تکان می ده

تو دریا هی تاب می خوره

دهنشو هی باز می کنه

حرف می زنه آب می خوره

------------------------------------------

کتاب فروش

قصه دارم ، قصه دارم

قصه هایی تلخ و شیرین

شعر دارم ، شعر دارم

شعرهایی شاد و غمگین

 

قصه های خوب دارم

شعرهای ناب دارم

آفتاب و ابر دارم

سایه و مهتاب دارم

 

دوستانی دارم اینجا

بهتر از گلهای زیبا

بی زبان ، اما سخنگو

کوچک ، اما خوب و دانا

 

هر کدام از دوستانم

دیدنی بسیار دارد

رود دارد ، تپه دارد

کوه دارد ، غار دارد

 

دوستان خوب خود را

مفت و ارزان می فروشم

هر کدامش را بخواهی

با دل و جان می فروشم

---------------------

من هستم

من با تو ، تو با من

می بینم ، می بینی

خوش حالم ، خوش حالی

غمگینم ، غمگینی

 

چشمم را می بندم

چشمت را می بندی

هاهاها می خندم

هاهاها می خندی

 

می خوابم ، می خوابی

می نوشم ، می نوشی

گاهی که چیزی را

می پوشم ، می پوشی

 

آئینه من رفتم

اما تو می مانی

زیرا من جان دارم

اما تو بی جانی

---------------------------------

درخت

لی لی لی لی های های

گریه کنیم وای وای

گریه چرا؟

چون که رفیق ناز ما مریض است

دوست تمام بچه ها مریض است

دست و بالش شکسته

شاخه سبز پارسالش شکسته

گریه کنیم مریض شده وای وای

درخت نازنین بود های های

با باد همبازی می شد

خواننده نازی می شد

سایه ای داشت صفایی داشت

دور و برش چه جایی داشت

آهای درخت مهربان

نرو تو شهر ما بمان

باران می آد آب می خوری

باد که می اد تاب می خوری

--------------------------------------

مار

تو که شکل قطاری

نیش و سر و دم داری

با آن پوست نرم و لیز

تند و تیز و سینه خیز

رفتی دراز و باریک

توی سوراخ تاریک

نمی ترسم از نیش ات

از صدای فیش فیش ات

پر از نقش و نگاری

نگو که بی آزاری

-------------------------------

زردآلو

به به به

رنگین است

خوش مزه

شیرین است

 

رویش زرد

بیمار است

لپش سرخ

تب دار است

 

مغزش را

چون بادام

بشکن زود

دام ، دام ، دام

 

هم خوش رو

هم خوش بو

زرد و سرخ

زردآلو

------------------------------

مادر

از صبح دیشب

بیدار بودم

تب داشتم چون

بیمار بودم

 

جز من یکی هم

اصلا نخوابید

همدرد من بود

تا صبح نالید

 

دست قشنگش

روی سرم بود

او دوستم داشت

او مادرم بود

 

گرمای تب کاش

دیگر بخوابد

تا اینکه امشب

مادر بخوابد

-----------------------------

من و این دانه را نمی بینی؟

آی آهسته تر قدم بردار

من و این دانه را نمی بینی؟

اندکی بیش از این مواظب باش

بهتر از این چرا نمی بینی؟

 

دانه ای در دهان خود دارم

دانه ام توشه زمستان است

می برم دانه را به لانه خود

فکر کردی که کارم آسان است؟

 

من و این دانه را نمی بینی؟

بی خبر فکر کار خود هستی

زیر پایت اگر بمیرم باز

در غم روزگار خود هستی

 

گرچه من مور کوچکی هستم

مثل تو جان و آرزو دارم

زنده بودن چقدر شیرین است

از غم و درد و رنج بیزارم

 

شهر من گرچه زیر خانه توست

شهر با نظم و خوب وزیبائیست

توی آن شهر خانه ای دارم

که کم از خانه تو اصلا نیست

 

بچه هائی که مثل گل هستند

توی خانه در انتظار منند

آشنایان پرتلاشم نیز

همه چشم انتظار کار منند

 

حرفهای دلم فراوان است

اندکی را شنیدی از بسیار

پس کمی فکر زیر پایت باش

یعنی آرامتر قدم بردار

-------------------------------------

صد دانه یاقوت  

هر خوشه دارد

صد حبه انگور

هر حبه یک رنگ

هر حبه یک جور

هر حبه ای هست

بسیار زیبا

خوش مزه ، شیرین

به به ، بفرما

هر حبه ی آن

مثل چراغ است

این خوشه ، خوشه ست

یا چلچراغ است؟

---------------------------------

شعرهای بند انگشتی 

نه گل بود و نه گلدان

چی بود؟ دهان خندان

عینک ورپریده

چشم منو دزدیده

با شیشه ی شکسته

رفته تو قاب نشسته

آنی مانی ، یه موشه

رفت و نشست یه گوشه

حالا داره به موش ها

قاقالی لی می فروشه

------------------------------------

 ترانه 

ماهی کجاست؟

تو آبه

آبه کجاست؟

تو دریا

دریا کجاست؟

پشت کوه

کوهه چقدر بلنده

راه منو می بنده

با دو تا کفش زردم

به خونه برمی گردم

---------------------------------

هیچانه

اتل متل یه بچه

بچه که نه تربچه

رفت و نشست تو باغچه

گفت که منم یه غنچه

تربچه ، غنچه می شه ؟

نه ، نه ، نه ، نمی شه

تربچه جان کجایی

غنچه که نه ، بلایی

بله و بلا ، بلاچه

غنچه ، کچل کلاچه

---------------------------

گلابی

خوش مزه و شیرینه

میوه ای نازنینه

نه سیبه ، نه خیاره

نه هلو ، نه اناره

گردن باریک داره

کله ای کوچیک داره

شکم نگو ، یه انباره 

به ، چه لطیف و آبداره

دم داره یا دسته داره

توی دلش هسته داره

--------------------------------

سیب

سیب ، سیب ، سیب ، چه رنگی

چه میوه ی قشنگی

رو سیب سرخ نوشته

که میوه ی بهشته

چشمامو زود می بندم

بو ش می کنم ، می خندم

سبزه و سرخ و زرده

کی سیب ها رو خوشگل و خوشبو کرده

خدا خدای خوب ما

دوست تموم بچه ها

-------------------------------------

مداد رنگی لالا

سفید و زرد و صورتی

سیاه و نیلی ام لالا

قرمز و خوشگلم بخواب

مداد رنگی ام لالا

تو جعبه راحت بخوابید

کنار هم خیلی قشنگ

برای هم قصه بگید

قصه ی باغ رنگارنگ

------------------------------------

یک و دو و سه

صبح شد. ساعت هازنگ زدند. خروس،قوقولی قوکرد.

خورشیدآماده شدتاازپشت کوه بالابیاید.

اوّلی بیدارشدوگفت:

خواب بَسه،تنبلی بَسه

دوّمی گفت:

بایدبریم به مدرسه

سوّمی گفت:

نانوپنیر،گردووشیر

چهارمی گفت:

یک کمی نرمش بکنیم،

یکودووسه

پنجمی گفت:

نه نرمش ونه ورزش

میخوام بشم چاقالو

بُخوروبخواب کارَمه

مدرسه کو؟کلاس کو؟


[ شنبه ٢٥ آذر ۱۳٩۱ ] [ ۱:٢۸ ‎ب.ظ ] [ آزاده ]

آموزش زبان کودکان با شیوه فونیکس + دانلود ویدئوی آموزش صدای ig

 برای آموزش زبان انگلیسی به کودکان، به خصوص کودکانی که زبان مادری آن ها انگلیسی نیست ، روشهای مختلفی وجود دارد که هر کدام مزایا و کمبودهای خودش را دارد.

 

 

 بی شک یکی از بهترین روشها که از کارایی خوبی برخوردار است آموزش زبان، به  روش فونیکس است که به دلیل نتیجه بخش بودن آن مورد استقبال والدین و آموزشگاه ها قرار گرفته است.

اما سیستم آموزشی فونیکس برای آموزش زبان کودکان چیست؟

یکی از ویژگی های مهم این روش در آموزش زبان کودکان، این است که این سیستم بر روی آوا ها تکیه دارد و به جای اینکه به آموزش الفبای ۲۴ تایی زبان انگلیسی اکتفا کند؛ بر پایه آموزش ۴۴ صدا یا آوا استوار شده است. به عنوان مثال  روش تدریس زبان فونیکس کودکان برای حرف b ، بدین قرار است که نام آن ” بی ” و صدای آن ” ب” است. به همین ترتیب صدا هایی مثل ai, ee, ea   و یا ترکیباتی مثل ch , sh به کودک آموزش داده می شود که همزمان با تلفظ صحیح، خواندن و نوشتن آن را هم یاد بگیرد.

به عنوان  نمونه؛ همانطور که در ویدئوی زیر مشاهده می کنید، صدای ” ایگ” یا “ig”  را در کلماتی مثل pig, big, wig ,… با نوشتن و تلفظ تکرار می کند تا به صورت همزمان خواندن و صحبت کردن به کودک آموزش داده شود.

ثانیا، در تدریس زبان به روش فونیکس، همزمان چهار مهارت صحبت کردن، گوش دادن، خواندن و نوشتن با هم به کودک آموزش داده می شود و برای این کار از وسایل کمک آموزشی، شعر و ویدئوهای آموزشی زبان خردسالان، کتاب کار، فلش کارت، کاردستی و امثال آن استفاده می شود.

 

نمونه ای از آموزش صدای ig در آموزش زبان با سیستم فونیکس را در زیر تماشا کنید:

 

برای دانلود ویدئو و تماشای آن از سایت آپارات کلیک کنید.

در مورد استفاده از شعر ، ترانه ها ویدئوی های آموزشی انگلیسی برای تقویت زبان کودکان در منزل، باید گفت که پخش کردن این ترانه ها و ویدئوها برای کودکان ، راهی آسان  و کم هزینه است که به خوبی توسط والدین پیشرو مورد استفاده قرار می گیرد.

سیستم آموزش زبان فونیکس

سیستم آموزش زبان فونیکس

[ شنبه ٢٥ آذر ۱۳٩۱ ] [ ۱:۱٦ ‎ب.ظ ] [ آزاده ]

یادمانه...

دیروز برنامه داشتیم اگه آفتابی بود بریم پارک.....ویتامین جذب کنیم......که نشد...و نسبتا ابری و بعدم بارون...

تو خونه موندیم و سرگرم عروسکها و بازی شدی...تمام روز باهاشون حرف میزدی و واسشون خونه میساختی...جالبه که موقع صبحونه یه کارتون دیدی (ویلی فاک) بعدم رفتی تو اتاقت ......

5 شنبه واسه اولین بار بردمت باشگاه و با جو بسکتبال هم آشنا شدی....مث دخترهای خوب خانومی کردی و 2 ساعت تمام مشغول توپ بسکتبالت بودی... تو زمین حسابی مورد توجه بودی و میگفتن توپت بزرگتر از خودته....جیجر... از ندا جون اجازه گرفتم بعد از تایم تمرین اومدی تو زمین و چند بار مثلا دریبل زدی....غر غر میکردی چرا زودتر اجازه نگرفتی...منم بهت  توضیح دادم هنوز کوشمولویی و خطر داره اگه توپ به سرت بخوره...

پریروز میگی چرا مث مامانهای بچه های دیگران نمیری سر کار....واست توضیح دادم که بخاطر چی........نمیرم.....ولی توجیه نشدی....بعد که دیدم فایده نداره حرف حرف خودته گفتم باشه اگه شما بخوای میرم ولی این مشکلات(توضیح دادم) رو داره گفتی اشکالی نداره برو سر کار....تا گفتم باشه میرم گفتی، چه زود قبول کردیچشمک

الان مهد هستی و از دیدن برف سر صبح لذت بردی...

فلوتت بهتر شده ولی هنوز دستهای کوشمولوت با پر کردن سوراخ های فلوت مشکل داره... لادن جون ازت کلی تعریف کرد گفت بهتر و بهتر داری میشی...

هفته پیش اندیمشک حسابی بارون اومده بود طوریکه تمام فرشها خیس شده بودن...ظاهرا خیلی از خونه هارو آب ورداشته بود...

زنگیدم به مامانم گفت داریم تند و تند فرشهارو جمع میکنیم...

جو خوزستان همینه یا نمیباره یا سیل آسا میباره....اون زمان که محصل بودیم بارونهایی میومد که اگه الان بود دم به ساعت مدارس تعطیل میشد ولی متاسفانه یا خوشبختانه ما همیشه توی اون سیلابها که تا زیر زانو میرسید میرفتیم مدرسه...درب و داغون... همیشه بابام هر موقع مارو میبرد مدرسه تا برسیم ماشین پر میشد از دانش آموزایی که تو بارون گیر افتاده بودن....یادش بخیر....

 بیشتر از همیشه دوستت داریم...ماچ

 

[ شنبه ٢٥ آذر ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ ] [ آزاده ]

از این به بعد زود به زود می آپیم...

چند وقته دارم روزگار قدیمیم رو ورق میزنم.... مدتی دنبال کتاب شعرهای عامیانه بچگیمون بودم و بعدم دنبال داستان صوتی سیندرلایی که وقتی 3 4 سالم بود گوش میدادم، اورجینالش که به قول اون زمانی ها وسطش ترانه(خواننده خانوم غیر مجاز) میخونهنیشخند...که به شکل یه کاست (نوار ) مشکلی رنگ و لاکی که نسل جدید زیاد باهاش آشنائی ندارن....ولی خوشبختانه ساینا از 2 ماهگی  به لطف خاله مریمش چند تا کاست شعر و داستان داره... که توی واکمن دوران دانشجویییم واسش پخش میکنم... خلاصه خوشحال و خندان امروز دان کردم و الانم آپ کردم میزارم اینجا اگه دوست داشتین شما هم دانلودش کنین...

من که از کلمه به کلمه اش با اون لحن و موزیک متنش کلی خاطره دارم... هر چند کیفیت پایین.کلماتی مث "منوال" دوشیزه" جارچی" تیمار" حکمران" شاهزاده" و "بلورین" سورتچی" واسه اولین بار به لطف گوش دادن به این کاست ملکه ذهنم شده بودن  نیشخند  چون شاید روزی شصتاد بار گوشش میدادیم ... کتابشم بود که یادمه یکی از همسایه های بی وجدان اون زمانمون که قرض گرفته بود پاره پوره برش گردوند و ...هر چند ممکنه خیلی از شما داشته باشینش... any wayچشمک

لینک دانلود داستان صوتی سیندرلا...

اینم ورژن مجازشه(اسلامی و بدون ترانهنیشخند)  که توی مجموعه 48 داستان (سوپر اسکپ) هستش ولی چون آخرای سی دی رایت شده بود واسه من از همون اول نمیخوند.

دانلود

زیاد فرقی با هم ندارن(جز اون مورد) ولی خوب به هر حال من اولی رو بیشتر دوست دارم(تداعی خاطرات) که بی کیفیت ترهم هست...نیشخند

بگذریم....

 به لطف کانال پویا با دیدن بعضی از کارتونهای زمان ما، و گوش دادن به کتاب شعرهای کودکانه قدیمی اون دوران، روزگار سپری میکنیمژه

چند روزه داریم دست و پا شکسته فرانسه کار میکنیم...اوه

کتابهاتو همچنان میاری واست میخونیم...قلب

هفت هشت تا کتاب جدید هم خاله مریم واست آورده که استاد کردی...مژه

وقتی ازت میخوام باهام حرف بزنی و حرفهات تموم میشه میری تو توهمات و چیزایی میگی که واقعیت نداره... میس غزال گفته قیچی بیار.... یا گفته اسنک، میوه نخورید... یا کسی نباید از اسنک های دوستاش بخوره... و... البته امروز ته توی اینارو درآوردم...چشمک

همچنان بی وقفه و مشتاقانه توی اتاق خودت میخوابیبغل

عکسهای یادگاری شب یلدای مهدتون هم دیروز به دستمون رسید، ناز شده...بخصوص با لباس محلیلبخند

کلا دختر خوبی بودی و هستی.....دوستت داریم...ماچ

 

 

دوستان به اینجا هم سری بزنید... مفیده و ممکنه بکارتون بیاد...البته توی لینکهامم هست.

ساخت وسایل آموزشی و کمک آموزشی چوبی...

[ یکشنبه ۱٩ آذر ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ ] [ آزاده ]

امروز

امروز بالاخره هوا بهتر شد....بخاطر همین یه نوبت اپتومتریست گرفتم زدیم بیرون، بردمت چکاب که خداروشکر همه چی اوکی بود.....دکتر یه راهکار نشونم داد که مانع تنبلی چشمه و قرار شد گهگاهی تمرینت بدم البته بازیه واسه شما تا تمرین...

از اونجا بردمت دکتر اطفال واسه چکاب سینه و ریه....از اونجایی که بابا تا یه سرفه میزنی،نگران آسم و آلرژی و ... میشن، قرار شد بیشتر بریم مطب آقای دکتر متخصصی که یکساله تحت نظرشونی و خیلی هم مهربونه از نظر شما جیگمرم. خداروشکر مشکلی نبود با اینحال بخاطر آلرژی ها و آلودگی هایی که باهاش مواجهیم  و با توجه به یکی دو مورد آسمی که توی فامیل داشتیم و با اصرار من (البته بابا) مارو به یکی از همکارانش که فوق تخصص ریه و ... هستش معرفی کرد و یه نامه داد که تنها به جهت تشخیص و اطمینان ببریمت معاینه.... بعدم گفت بابای ساینا کار خوبی میکنن حساسیت به خرج میدن آدم عاقل باید در این مورد حساس باشه....و من خندیدم و گفتم زیادی حساسه....;) بعدم به بابا زنگ زدم که خیالتون راحت سفارش تون اوکی شد..

از مطب که اومدیم بیرون یه بارون لطیفی در حال باریدن بود که دلمون نیومد بریم خونه...

بعد از اونجا هم یه سر رفتیم ویترین فروشگاهارو چک کنیم ببینیم قیمتها در چه وضعیه....و سرمون گرم مرکز خرید شد...... 2 ساعت اونجا بودیم و شام خوردیم برگشتیم بعد از منتظر شدن توی صف طویل سوخت گیری برگشتیم خونه...شما هم تو ماشین در حالیکه شعر ای ایران رو گوش میدادی و میخوندی خوابت برد...

قرار شده پنجشنبه ها مهد نفرستمت بجاش یه جای جدید بری....١٠ جلسه ثبت نامت کردم فعلا تا ببینیم چی پیش میاد...

دیگه اینکه یه سر رفتم آکادمی موسیقی ببینم دیروز که ما نیومدیم چه خبر بوده که مربی ها نبودن... بالاخره تصمیم گرفتم باله ثبت نامت کنم البته توی لیست انتظار رفتی تا موقعی که باهامون تماس بگیرن... اگه زمانش مناسب بود حتما میفرستمت.....طبق معمول با استقبال خودت و دیدن عکسهای بالرینهای روی دیوار توی این مدت بروبیامون به اونجا اشتیاق نشون دادی...

امیدوارم توی این راه هم موفق باشی گلم.......دوستت دارم......بوسسسسسس بوس.

[ پنجشنبه ۱٦ آذر ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ ] [ آزاده ]