رنگ، وارنگ

بعد عمری اومدیم...

سلام

امروز ساینا جون 31 ماهه شدش... قربون قدش، جیگر تر و شیرین زبونتر شده

قضیه مهد هم بعد از 3 ماه رفتن، منتفی شد و الان یه پرستار داره که میاد خونه تا ظهر

نگهش می داره. بیشتر از هر کاری ازش میخواد واسش کتاب بخونه....وسطهاش بازی و

ریاضی و سرگرمی های دیگه...

توی 80 درصد کارهاش کما فی السابق نمیتونیم دخالت کنیم.

و همچنان میخواد که مستقل باقی بمونه....( Thanks Godنیشخند) لباسهای رنگارنگ سر

هم پوشیدنش یا لباس های بزرگتر از خودش مزید بر علته....که توی بعضی عکسها

مشهوده. دسشویی هم که دیگه اجازه نمیده تا کارش تموم نشده بریم سراغش.

خداروشکر از وقتی مهد نمیره تا به الان که 3 هفته میگذره سرحال و گوش شیطون کر

به دور از هر گونه عارضه ویروسی و غیر ویروسی سیر میکنه...خوراکش هم معقوله.

منم که مشغول درسهام.....ولی همچنان از قافله عقبم. ملتمس دعاچشمک


سرعت یادگیری اش همچنان فوق العاده است.این روزها با ساز ویولن هم دارم آشناش

میکنم از پارسال هارمونی و ریتم رو توی شعرهای من درآوردیش کشف کردم واسه

همین زودتر واسش ساز رو آوردم تا قبل از 4 سالگی پیش زمینه ای داشته باشه...


شیطون نیست ولی خصوصیات خودش رو داره... سوزنش گیر کنه روی چیزی، گیر میکنه

تمرکز خیلی خوبی داره... نقاشی و خمیر بازی هم دوست داره.....دایره خوندن کلمات

فارسی اش هم بیشتر شده ولی فرصت نمیکنم باهاش کار کنم...

رفت و آمد با فک فامیل خیلی محدود شده....چون سرعت وابستگی خانوم به افراد

نوریه... اینجوری اگه انشالله خدا بخواد و سال دیگه از اینجا بریم دلبستگی نخواهد

داشت.....و جدایی آسون تر میشه...

بگذریم.....امسال اگه خدا بخواد و فرصت پیدا کنم قصد دارم مث 2 سال پیش به عنوان

گیف نوروزی، واسه ساینا تقویم یا کارت تبریک بزنم..اول قصد داشتم سفارش بدم به این

وب سایتا یا آتلیه دوست خودم دیدم مزه اش به اینه که خودم طراحی کنم،مث قدیمانیشخند


خلاصه که اگه از کنکور امسال سربلند بیرون اومدم کلی به خودم و خونواده کوچیکمون

که توی این مدت به خاطر مطالعه اذیتشون کردم حس و حال سال نویی بدم...

چقدر دلم تنگه ولایت مادریمه...با اینکه دو ماه پیش اونجا بودیم (برخلاف قبلا که سال تا

سال بود) بدتر و بیشتر از همیشه بی تاب رفتنم... چه حالی داره عیدا بری خوزستان

با هیچ جای دنیا حاضر نیستم عوضش کنم......عطر و بوی خاصی داره که تا تجربه اش

رو نداشته باشین نمیتونین درکم کنین....نه به خاطر اینکه وطنمه ها!...اصلا ولش کنین

شاید ناسیونالیسمی دارم فکر میکنم....(ولی بازم میگم یه چیز دیگه استنیشخندخنده)

دوست جونای خوزستانیم مگه نه؟بغل

فعلا عرضی نیست ......تا بعد....

هول هولکی و پخش و پلا و بی سروته نوشتم......معذرت...


[ پنجشنبه ٢۳ دی ۱۳۸٩ ] [ ۳:٠٩ ‎ب.ظ ] [ آزاده ]