این روزهای دختر نازنین 5 سال و 4 ماهه ما...

سخت درگیر پیش دبستانی رفتنشه... خیلی چیزها واسش مهمتر از زمان مهد رفتن شده.... فولدرش رو حتما خودش باید چک کنه که چیزی از قلم نیفته...و تکالیفش درست و کامل باشه....

کمتر کارتون میبینه.....بجز بچه های کوه آلپ، دی وی دی های زبان اصلیش رو میبینه.....همچنان مشتری پرو پا قرص "دورا" ست.....  و در کنارش "پپاپیگ" واسه تقویت زبان کمکش  میکنه و جملاتشون رو روزانه تکرار میکنه....بنابراین واسش مفید بوده...تشویق

کتاب خوندن همچنان جزء لاینفک روزمرگیهاشه... و عاشق بازی های گروهی (بخصوص) که من و بابا همبازی های همیشگی و دم دستی شیم... در نتیجه بازی کردنهای انفرادی اش کمتر شده... لبخند

توی نقاشی، رنگ آمیزی رو بیشتر ترجیح میده....از همه رنگها استفاده میکنه و رنگی رو بی نصیب از نقاشی اش نمیزاره معمولا...مژه

عاشق سفاله ولی من متاسفانه همراه خوبی واسش نیستم بعکس باباش... حوصله همکاری توی پهن و جمع کردن اون همه وسیله رو ندارم....واسه همین ترجیح میدم این تفریحو توی مدرسه انجام بده.....(خدایی تو خونه فرصتش هم نیست.....)چشمک

همچنان توی خیلی از کارهاش مستقل عمل میکنه.... جدیدترینش مسواک زدنه....(میزد ولی با نظارت ما)عینک

بیییییییینهایت مودب...مهربون... بخشنده... و بخصوص به کوچیکتر از خودش خیلی خیلی اهمیت میده و کمک میکنه....قلب  البته اگه طرف مقابلش هم مث خودش باشه که چه بهتر ولی اگه بی ادب و شلوغ کار و گریه رو و و و باشهکلافه در اون صورت بیخیالش میشه....و دلش نمیخواد واسش وقت بزارهچشمک

شدیدااااااا در انتظار دیدن خواهر کوچولوشه.... در این مورد حسابی صبر و قرار ازش گرفته شده و شبانه روز بهش ابراز علاقه و دلتنگی میکنه و باهاش حرف میزنه و همه چیزو واسه اون میخواد....حتی توجه و ابراز محبت مارو نسبت به خودش رو میخواد با اون قسمت کنه...شدیدا مواظبه که بهش آسیبی نرسه...چه از طرف من، چه خودش...زبان

همیشه دوربین به دست از من و نی نی عکس میگیره... عکسهای ناجورو که پاک میکنم میگه: " مث اینکه از عکسهای من خوشت نمیادنیشخند"

مث 3 سال پیش که درگیر درس و کتابخونه بودم، مشوق اولم توی خوندن درس و کتابه... خوشبختانهچشمک

بگذریم... هزار ماشالله دخترمون خیلی خیلی خیلی خانومتر شده و مارو هر روز بیشتر و بیشتر و بیشتر شیفته خودش میکنه.........بغلماچقلب

[ چهارشنبه ۱ آبان ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ ] [ آزاده ]