ساینا در اصفهان

سلام به دوستای خوبم..... بغل  

بعد از مدتی بالاخره تو اصفهان پیدامون شد ....

حالا هم بعد از چند روز دوری از شما اومدم که عکسام رو

بزارم و یه سری از کارای جدیدم رو واستون تعریف کنم...

  

کلی همه ازم راضی بودن به خاطر اینکه تو این چند روز سفر

اصلا اذیت نکردم بخصوص اینکه تمام وقت بغیر از یکی دو بار که

رفتیم بیرون تو هتل بودم (حبس)  

در کل خیلی خوش گذشت.... هر چند که واسه تفریح نرفته

بودیم...   

جدیدا که همش زبونم بیرونه و داد و فریاد میکنم و توجه همه

رو به خودم جلب میکنم...  

روی یک دست به پهلو دراز می کشم و بازی میکنم کلی هم

شیطون شدم و خطرناک... راستی با اینکه هنوز دندون ندارم

یک دفعه مسواک زدم....  

یکی دو قدم هم ۴دست و پا راه رفتم...

غذام رو دیگه روی صندلی خودم نوش جان میکنم...

کتاب و کلی سی دی آموزشی گوش میدم...  

٢ دفعه از روی تخت مامان بابام خودم رو پرت کردم پایین...  

یک دفعه هم دستم رو با بخاری سوزوندم...   

دیگه فقط به پشت نمیخوابم... مدلهای مختلف شکم پهلو و...

میخوابم...  

خلاصه خیلی کارای جدید انجام میدم که حالا بعد سر فرصت

میام و تعریف میکنم...(البته شاید)   

 

Image and video hosting by TinyPic

[ چهارشنبه ٢ بهمن ۱۳۸٧ ] [ ٢:۱٠ ‎ب.ظ ] [ آزاده ]