اولین مرواریدهای ناز گلی در 11 ماه و 8 روزگی

دختر نازم  ١٢ روز پیش صاحب ٢ تا مروارید قشنگ شد...  

دوتای بالائی هم در شرف در اومدنه... خیلی خوشحال شدم وقتی صدای

خوشگل تریک تریک برخورد لیوان و دندون گل دخترم رو شنیدم....  

عزیزم مبارک باشه... البته با ١٢ روز تاخیر...

وقایع مهم در ١١ ماهگی...

روشن خاموش کردن ویبرشن و موزیک و رقص نور تختش...  

بالا و پایین رفتن از سوینگش... با وجود اینکه هنوز نمیتونه راه بره    

3  الی 4 قدم راه رفتن(البته به سرعت خودش رو به نزدیک ترین نفر  

میرسونه که نیوفته و کلی هم ذوق میکنه از این کارش)

 با شنیدن کلمه الو... به سرعت دستش یا رو به طرف گوشش میبره  

پنس یا کش موهاشو به طرف سرش میبره که مثلا موهاشو ببنده

وقتی شی ئی رو که دستشه و ازش میخوام که به من بده، میده

قبلا به چیزی که اشاره میکردیم فقط به انگشت اشاره خیره میشد

ولی الان به سمتی  که اشاره میکنیم نگاه میکنه

کللللللللللی هم از دیدن باباش ذوق میکنه وقتی از بیرون میاد... با ذوق

شوق جیغ میکشه و میپره بغلش...  

میونش هنوز با همه فامیل خوبه و تو بغل همه میره....

بای بای کردن و دس دسی کردن رو هم که فوت آبه   

 دیگه اینکه وقتی میگم نازم کن دستت رو میاری رو صورتم و با خشونت صورتمو نوازش میدی.

بجز بع بلند و کشیده ای که در جواب بع بعی میگههههههههه: میدی که البته تو تمام فامیل با همین کلمه معروف شدی، کلمات قشنگی دیگه ای هم که ادا میکنی ایناست...

 

ماممما = مامان

بابو = بابا

عممممممممم = عمه

تاتی =  هاپو

دددددد

هوووووووووو با فتحه

آقا = قاقاقا(یه جور عجیبی میگه از تو گلوش)

توپ = بوووو

آب = آپ یا آخ یا آک...

        

img98.com Image Upload Center img98.com Image Upload Center img98.com Image Upload Center

ایستک خور قهار خونه ما...

img98.com Image Upload Center img98.com Image Upload Center

 رفتیم دیدن خونواده منشی بابا جونم که از کربلا اومده بودن اینم محمد رضاست برادرزادشون.

img98.com Image Upload Center img98.com Image Upload Center

شبی که تو حیاط خوابیدیم....

 img98.com Image Upload Center img98.com Image Upload Center  img98.com Image Upload Center img98.com Image Upload Center img98.com Image Upload Centerimg98.com Image Upload Center

 

[ سه‌شنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸۸ ] [ ۱:٠٦ ‎ق.ظ ] [ آزاده ]