ساینا...پیشی...واکسن هاری...روز مادر

 

چند روز پیش یه گربه توی حیاط خونه آقا بزرگ،  مظلومانه این ور اونور

میرفت  ساینا خانومم بهش گیر داد،همش دمش رو میشکید و دست و پاشو میکشید

من عکس العملی از خودم نشون ندادم که بترسه با اینحال دلم میخواست تجربه یک

بار بازی کردن با پیشی ها رو اونم بدون ترس داشته باشه واسه همین مشغول فیلم

گرفتن از صحنه ها شدم... نتیجش هم این شد که آخر سر گربه بیچاره از دست ساینا

خسته میشه و چون زبون نداره که بگه دست از سرش بر داره یهو دست ساینا رو

چنگ میندازه . البته جای چنگش خیییییییییییییلی خیلی سطحی تر از این بود که با

چشم غیر مسلح دیده شه با اینحال واسش واکسن هاری شروع کردیم که فعلا دو

تاشو نوش جان کرده... و یه دونه دیگه مونده...


 

.

.

.

متفرقه

 

 

      قلبماچروز مادر به همه شما دوستای خوبم تبریک میگمقلبماچ

 

اصلاحیه...

با عرض معذرت اشتباهی بجای نوشتن واکسن هاری نوشتم واکسن کزاز، که اصلاحش کردم.

[ سه‌شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸٩ ] [ ٥:٥۳ ‎ب.ظ ] [ آزاده ]