3 سال و 3 ماه و 3 روزگی

عزیزم عاشقتیم....... 39 ماهگیت مبارک نفس :-******

این روزها که نبودیم با خاله جون ساینا و دختر و پسر خاله جونات بودیم 4 روزی که رفتیم مشهد بعد از اونم شبانه روز تو خونه و بیرون خوش میگذروندیم... با وجودشون اصلا اصلا گذر زمان احساس نمیشد... 16 روز مث برق و باد گذشت. چند تا عروسی و مهمونی با هم رفتیم حسابی خوش گذشت... حیف......رفتند و باز ما دوباره به روزهای کسل کننده باید عادت کنیم. هر چند امیدم به اینه که انشالله اگه خدا بخواد توی مهرماه میریم دنبال جابجایی و نقل مکان.....به هر حال تنوعیه که سالهاست منتظرشم.

بگذریییییییم...

روزها و ماهها میگذره و من شاهد کارها و رفتارهای سنجیده تر ساینا به دور از حاشیه های رفتاری معمول همسن و سالهاش هستم.

علاقمندی به کتاب خوندن همچنان ادامه داره شدیدا موافق یادگیری زبان انگلیسیه و همش میپرسه این به انگلیسی چی میشه اون چی میشه و ....

یه پکیج آموزش زبان سال پیش واسش دیده بودم که مناسب سنین 3 سال به بالاست و امسال از مشهد مجتمع الماس شرق تهیه کردم که واسه تمرین لهجه (accent) بخصوص، فوق العاده است... "قلم سخنگوی آموزش زبان انگلیسی."

کارهای دستی و نقاشی هم جزو برنامه های روزانه است...

 

/ 55 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خاله نفس

سلام ساینا جونی.... من خیلی اتفاقی با وبت آشنا شدم! اما مطمئنا" دیگه تند تند سر میزنم... خوشگلم میدونستی خیلی خوردنی هستی... دوستت دارم خاله جوووووووووووووون[ماچ]

خاطره

سلام خوبی عزیزم من برگشتم 3 سال و 3 ماه و 3 روزگیت هم مبارک باشه خوشگلم ماشالله عکسا خیلی قشنگ بودن ساینای نازمو کلی ببوس[ماچ][ماچ][ماچ]

نگار مامان بردیا

هوراااا.آزاده جونم کامنت خصوصیت یکی از بهترین خبرهایی بود که آدم صبح که از خواب پا میشه و میشینه پشت کامپیوتر ممکنه بخونه.خیلی خیلی خوشحال شدم.همیشه شاد و خوش باشین[ماچ]

مامان سارا

موش دختر نازتو بخوره ماشاا... خیلی نازه براش اسپند دود کن

خاله ملی

ای بابا [ناراحت]

خاله ملی

اینقدر حرف از رفتن میاد که .....[ناراحت]

خاله ملی

آزاده جون ، من موهاتو کشیدم اولللللللللل ...... آرزوی من برآورده بشه [چشمک]

خاله ملی

آخه با هم آنلاین ایم [ماچ]

کتایون

من ساینا رو واقعا دوست دارم